• یکشنبه ۱۱ مرداد ماه، ۱۳۹۴ - ۱۳:۲۶
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 945-10714-5
  • خبرنگار : 4
  • منبع خبر : ----

به مناسبت هفته فرهنگ پهلوانی

از «حسین گلزار» تا «علی‌آقا جاویدان»

کرمانشاه از دیرباز به دیار پهلوانان شهره بوده و نام پهلوانان نامی در تاریخ این دیار به چشم می‌خورد. دیاری که امروز نیز فرهنگ پهلوانی در آن ارج و قربی دارد و هنوز هم مردمانش روحیه پهلوانی دارند. 

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، عنوان این روزها که به نام هفته فرهنگ پهلوانی نامگذاری شده، دست مایه گزارشی شد که یادی کنیم از پهلوانان نامدار دیاری که خود شهره پهلوانان ایران زمین است.  

 

این دیار در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود پهلوانان و نامداران بسیاری به خود دیده است، اما نام دو تن از آنها هرگز از یاد کرمانشاهیان نمی‌رود که در ادامه این نوشتار یادی از آنها خواهیم کرد.

 

 

حسین گلزار؛ یَل نامدار کرمانشاهان

 

پهلوان حسین معروف به حسین گلزار سال 1265 قمری، در روستای سراب قنبر از توابع شهر کرمانشاه به دنیا آمد، او در کودکی پدرش (اکبرخان) را از دست داد و از آن پس تحت تکفل مادرش که گلزار نام داشت قرار گرفت.

 

گلزار بانو از همان دوران کودکی حسین را تشویق به کار سخت در باغ و مزرعه پدر می‌کرد.

 

سنگ تراش‌ها؛ زورخانه‌ای که سرنوشت حسین را عوض کرد

 

او در سن 13 سالگی پا به گود زورخانه گذاشت. زورخانه‌ای که سرنوشت حسین را عوض کرد و او را در چشم همگان به پهلوان حسین گلزار معروف کرد. از آن پس پاتوق همیشگی حسین، زورخانه سنگ‌تراش‌های کرمانشاه شد. زورخانه‌ای که امروزه یکی از قدیمی‌ترین زورخانه‌های کشور محسوب می‌شود که ثبت ملی هم شده است.

 

این زورخانه در خیابان مدرس در گذر سنگتراش‌ها‌ (نعلبندخانه) در انتهای بازار «کلیمی»‌های قدیم شهر کرمانشاه واقع است. تاریخچه زورخانه سنگ تراش‌های کرمانشاه به دوران صفویه بر می‌گردد، بگونه‌ای که این بنا، قدیمی‌ترین زورخانه در استان کرمانشاه و یکی از قدیمی‌ترین زورخانه‌های ایران است.

 

موسس زورخانه سنگ‌تراش‌های کرمانشاه نامعلوم است، اما می‌توان گفت زورخانه سنگ تراش‌ها، خاستگاه پهلوانان و ورزشکاران بسیاری چون پهلوان جاسم، پهلوان کاظم، پهلوان صفر کرمانشاهی، پهلوان اسطوره‌ای و استثنایی پهلوان حسین گلزار و همچنین پاتوق پهلوان نقی سرابی به شمار می‌رفته است. علاوه بر این، سردار بزرگ مشروطیت یارمحمدخان کرمانشاهی نیز در زورخانه سنگ‌تراش‌ها ورزش کرده و کشتی می‌گرفته است.

 

همچنین پیشکسوتان دلاوری چون سید عبدالکریم غیرت کرمانشاهی شاعر بلند پایه و عارف نامی، پهلوان سید قاسم چاشنی ساز، پهلوان علی اصغر گرد، پهلوان علی سمیع، پهلوان صوفی نصراله سعدوند، مرحوم مشهدی احمد مهرکن، حاج حسن گردانی و ... در گود زورخانه سنگ تراش‌ها ورزش می کردند.

 

در این میان زورخانه سنگتراش ها بیش از هر چیز یادآور نام حسین گلزار، پهلوان افسانه ای و خوش نام کرمانشاهی است. پهلوانی تمام عیار، با هیکلی بسیار ورزیده و خوش تراش که از سرآمدان روزگار خود بود و بسیاری از پهلوانان نامی دوران قاجار را مغلوب خویش ساخت.

 

 

کشتی یل نامدار کرمانشاهی با پهلوان پایتخت در حضور ناصرالدین شاه قاجار

 

خاطره کشتی جانانه پهلوان حسین گلزار با پهلوان 180 کیلویی پایتخت (پهلوان یزدی) در میدان ارک تهران و در حضور ناصرالدین شاه قاجار هرگز از یادها نمی رود.

 

در نقل ها آمده است که حسین گلزار این یل کرمانشاهی در میانه کشتی و پس از کش و قوس های فراوان، با فن زیبای لنگ کردی حسین یزدی پهلوان غول پیکر پایتخت را از جا کنده و با سینه نقش زمین کرده و بر پشت او قرار می گیرد. جمعیت حاضر در میدان ارک از قدرت نمایی این پهلوان کرد به وجد آمده و او را تشویق می کنند.

 

پهلوان یزدی برای فرار از شکست با تقلای بسیار خود را کشان کشان به قسمت شرقی میدان  کشتی می رساند و با دست پایه تخت اتابک اعظم را می گیرد و تلاش می کند از خاک برخیزد. اما حسین گلزار اینبار پهلوان یزدی و تخت اتابک را با هم به حرکت در می آورد. اتابک اعظم به پهلوان یزدی که در میان دستان پرتوان حسین گلزار اسیر گشته بود نهیب می زند: برخیز پهلوان برخیز! اما پهلوان پایتخت دیگر توانی برای رهانیدن خود از دستان پرتوان پهلوان کرمانشاهی در خویش سراغ نداشت و برای رهایی به پایه تخت بزرگی که اتابک اعظم و همراهان وی بر آن نشسته بودند، متوسل گشته بود.

 

ناصرالدین شاه که نظاره گر گرفتار شدن پهلوان مورد علاقه اش و از جا کنده شدن تخت اتابک اعظم و همرانش بود، از جایگاه مخصوص به بیرون آمده و سراسیمه فریاد می زند: کرمانشاهی رهایش کن!

 

اما از آنجایی که پهلوان حسین گلزار کرد بود و فارسی نمی دانست، بی اعتنا به فرمان شاه، با یک تکان شدید پهلوان یزدی را به سمت میدان کشتی کشیده و همزمان تخت اتابک اعظم و همراهانش سرنگون شد و آنها به درون حوض میدان ارک افتادند.

 

فراشان شاه با دیدن این صحنه به پهلوان کرمانشاهی حمله ور شده و با گرزهای سر نقره ای خود به کتف و شانه های وی می کوبند.

 

در این حین فراش باشی مخصوص شاه که کرمانشاهی بوده به یاری همشهری اش می شتابد و خود را سپر بلای وی می کند. فراش باشی برای نجات حسین گلزار از چنگال فراشان بانگ بر می آورد: نزنید شاه خلعت فرمودند. و به این ترتیب با یاری فراش باشی پهلوان حسین گلزار از مهلکه جان سالم به در می برد. پهلوان را به خانه مر د نیکنهادی می برند و به معالجه زخم های او می پردازند.

 

پس از گذشت چند روز از این ماجرا، شاه قاجار در روز 13 فروردین احوال پهلوان حسین گلزار را می گیرد و او را به حضور می طلبد. ناصرالدین شاه برای دلجویی از حسین گلزار، یک اسکناس 100 تومانی (در روایتی مقداری سکه طلا) به عنوان خلعت به وی اعطا می کند. اما در کمال تعجب پهلوان حسین گلزار این خلعت شاهانه را رد کرده و خطاب به شاه می گوید: اینها را بدهید به فراشهایتان تا بهتر غریب نوازی کنند.

 

شاه از این جواب به خروش آمده و  قصد صدور فرمان قتل حسین گلزار را می کند که پهلوان یزدی با جوانمردی جلوی این کار را می گیرد.

 

آوازه کشتی جانانه پهلوان حسین گلزار و حواشی آن و رد خلعت شاهانه توسط وی به سرعت در سراسر ایران پخش می شود و نام حسین گلزار کرمانشاهی بر سر زبانها می افتد. در کرمانشاه همه انتظار ورود پهلوان سرفراز شهرشان را می کشند و با ورود او جشن و سروری بزرگ در کرمانشاه بر پا می شود.

 

حکایت های شورانگیزی از این دست درباره پهلوان حسین گلزار در کتاب های تاریخی بسیارند و او نامی معتبر در تاریخ پهلوانی ایران زمین دارد.

 

 

 

 علی‌آقا جاویدان؛ پهلوانی دیگر از دیار کرمانشاه

 

حدود یک نسل بعد از حسین گلزار پهلوان اسطوره‌ای دیار بیستون، نام پهلوان دیگری در کرمانشان بر سر زبانها افتاد و او کسی نبود جز علی‌آقا جاویدان.

 

... علی‌آقا جاویدان فرزند علی‌محمد جاویدان در سال 1311 در کرمانشاه متولد شد. علی‌آقا از دوران کودکی و به تشویق پدرش که یکی از بازاریان سرشناس کرمانشاه بود، به ورزش باستانی تشویق شد.

 

او در کنار تحصیل و ورزش، در مغازه پدر نیز مشغول به کار و فعالیت بود. آوازه ی کشتی و قدرت او خیلی زود در کرمانشاه و بعد از آن در سایر شهرهای ایران از جمله همدان، تهران، شیراز، مشهد و … پیچید.

 

علی‌آقا هم دوره ای جهان پهلوان تختی بود و شایع است که برخی اوقات تختی، علی‌آقا را به محل تمرینات خود دعوت می کرد و با هم کشتی تمرین می کردند. او در تیم کشتی شهرمان موفقیتهای زیادی کسب کرد و در سایر شهرهای ایران، پشت پهلوانان زیادی را با خاک کف زورخانه آشنا کرد.

 

 

به خاک مالیدن پشت پهلوان معروف  پایتخت

 

شاید یکی از مهمترین موفقیتهای ایشان، به خاک مالیدن «طیب» یا همان «طیب حاج رضایی» پهلوان گردن کلفت و معروف تهران باشد که خبرش مثل توپ در همه جا پیچید.

 

کشتی های علی آقا در همه جا تماشاچیان زیادی داشت و برخی اوقات طرفدارانش برای تماشای زورآزمایی این پهلوان از کرمانشاه و سایر شهرهای دیگر، به محل انجام مسابقات وی می‌رفتند.

 

علی‌آقا هم در کشتی پهلوانی مقام‌دار بود و هم در کشتی آزاد. او هم مثل پهلوان گلزار کرمانشاهی، باعث مطرح شدن نام شهرمان در ایران شد و از آن زمان بود که با شنیدن نام کرمانشاه، اولین چیزی که به ذهن مردم شهرهای دیگر می رسید، واژه ی «پهلوان» بود.

 

علی‌آقا در سالهای واپسین زندگی‌اش به شغل فرش فروشی مشغول بود تا اینکه سرانجام در اردیبهشت سال 1374 درگذشت و خاکسپاری باشکوهی برای او برگزار شد.

 

 

... شاید این روزها دیگر مثل آن دوران کمتر کسی به مباحث پهلوان و پهلوانی توجه کند و این صفت دیگر چندان ارزش والایی برای همگان نداشته باشد، اما برای کرمانشاهیان هنوز هم پهلوان، پهلوان است.

 

نوشتار از هادی نوروزی


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: